خرید بک لینک
سلام سلام روزها به سرعت میگذره به سرعت برق و باد اصلا متوجه گذر زمان نمیشیم امیررضا امسال وارد دبیرستان دوره دوم شد بخاطر علاقه اس به ریاضیات رشته ریاضی فیزیک رو انتخاب کرد و دو روز در هفته درس‌های دبیرستان میخونن و چار روز المپیاد در رشته کامپیوتر ، روز جمعه یعنی دو روز پیش امیررضا به اردوی مشهد رفت خیلی دلم براش تنگ شده خیلی تو خونه جاش خالیه . الان پیام داد مامان اگه جواب ندادم نگران نباش من رفتم پارک ابی مشهد قراره امشب به دعوتش همگی برن رستوران شاندیز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:34

امیر یه پسر درسخوان شده حرف نداره 

مدرسه انرژی اتمی پذیرش شد

منتظر نتیجه تیزهوشان هستیم 

یکسال جهشی خوند کلاس چهارم رو 

ریاضی اش عالیه 

ولی هنوز غذا خوردنش درست نشده که یکی از مشکلات بزرگ ماست 

توپول شده حسابی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم تیر ۱۴۰۱ توسط مامان پرستو و بابا محمدرضا

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 2:12


هر کی گفت " مگک کبوتی " یعنی چه؟

.

.

.

.

.

.

خوب معلومه دیگه به زبان امیررضا میشه "مرد عنکبوتی"


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ توسط مامان پرستو و بابا محمدرضا

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:27

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَاین وبلاگ توسط پدر و مادر امیررضا کریمی ساخته شده است.واسه یه پسر خوش قدم که با بدنیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:27

خوایر امیررضا سلام مدتی بود که نبودم گرفتار بچه ها و کارهای اونها بودم الان خوایر امیر کمی بزگتر شده امروز 40 روزش تموم میشه .خوشبختانه رابطه بسیار خوبی با خواهرش داره و خیلی ازش مراقبت میکنه. بهش میگه خایرم... تا صداش ادامه مطلب

برچسب: امیررضا, نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

شبکه هدهد فارسی (به زبان امیر ماه خدا) امیر مدتیه به این شبکه علاقه زیادی پیدا کرده از صبح تا شب مجبور به تماشای این کانال هستیم. گاهی اینقدر برنامه هاش تکراری میشه که دیگه حالمون بهم میخوره.... جرات عوض کردن کانال هم نداریم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

بالاخره خوابیدن الان ساعت دو و نیم بعد از نصف شبه 2 تا فسقلی رو الان موفق شدم بخوابونم. امروز کلی کار خونه داشتم و همچنین درس عقب مونده و پروژه و مقاله و ... دیشب همش 3 ساعت تونستم بخوابم صبح زود قبل از بیدار شدن فینگیلی هادامه مطلب

برچسب: بالاخره,خوابیدن, نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

اینم یه جورشه... چهارشنبه گذشته ساعت چهار کلاس داشتم خلاصه صبح با دو تا فسقلی به سمت اهواز راه افتادیم. امیر حاضر نمی شد تو صندلیش بشینه خلاصه با هزار کلک راضیش کردم ولی آرتیمیس مثل یه خانوم واقعی کمال همکاری را کرد و از سر جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

ما از سفر برگشتیم


ما دیروز از سفر برگشتیم سفر خوبی بود. بچه ها عقب ماشین سرجای خودشون بدون اینکه اذیت کنن خوابیدن... هم برای رفت و هم برای برگشت. مثل دوتا دسته ی گل. من و بابایی ازشون تشکر میکنیم...جیگرن به خدا

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ توسط مامان پرستو و بابا محمدرضا

برچسب: برگشتیم, نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

غیبتهای طولانی از وقتی اومدیم اهواز گرفتاریام خیلی زیاد شده مدتیه وب دو تا عسلم رو بروز نکردم. امتحانات خیلی خسته و عصبی و بی حوصله ام کرده . بچه ها هر دو خیلی تغییر کردن از چی بگم:... نمکتر از گذشته... هر روز عسل تر از دیرادامه مطلب

برچسب: غیبتهای, نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

بعد از سالها تاخیر سلام به دوستان مجازی جوبی که شاید حالا دیگه فراموشمون کرده باشن دو سه سالی وبلاگ بچه ها رو بروز نکردم و چیزی ننوشتم علتاش زیاد بود که مجال گفتنش نیست... تغییرات زیادی داشتیم از جمله : امیررضا شش و نیم ساله ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید افشاری تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی