
بالاخره خوابیدن
الان ساعت دو و نیم بعد از نصف شبه 2 تا
فسقلی رو الان موفق شدم بخوابونم. امروز کلی کار خونه داشتم و همچنین درس
عقب مونده و پروژه و مقاله و ... دیشب همش 3 ساعت تونستم بخوابم صبح زود
قبل از بیدار شدن فینگیلی ها کارهای خونه را انجام دادم بعد حمام بچه ها و
غذا و ... بابایی که اومد نشستم سراغ درسهام ولی مگه میذاشتن... بیچاره ام
کردن... خلاصه الان هر دو خوابیدن دخملی بهتر و ارام تر بود ولی امیر خیلی
شیطنت میکرد. ولی اونقدر هر دوشون شیرینن که دلم نمیاد چیزی بگم.
برچسب: بالاخره,خوابیدن,
نویسنده: حمید افشاری
تاريخ: يکشنبه
14 آبان
1396 ساعت: 16:36