سفر به مشهد
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/23 | ساعت: 12:34
سلام سلام روزها به سرعت میگذره به سرعت برق و باد اصلا متوجه گذر زمان نمیشیم امیررضا امسال وارد دبیرستان دوره دوم شد بخاطر علاقه اس به ریاضیات رشته ریاضی فیزیک رو انتخاب کرد و دو روز در هفته درسهای دبیرستان میخونن و چار روز المپیاد در رشته کامپیوتر ، روز جمعه یعنی دو روز پیش امیررضا به اردوی مشهد رف...
سالها گذاشت و خیلی چیزها رو نذاشتم
◷
تاریخ انتشار: 1401/4/17 | ساعت: 2:12
امیر یه پسر درسخوان شده حرف نداره مدرسه انرژی اتمی پذیرش شدمنتظر نتیجه تیزهوشان هستیم یکسال جهشی خوند کلاس چهارم رو ریاضی اش عالیه ولی هنوز غذا خوردنش درست نشده که یکی از مشکلات بزرگ ماست توپول شده حسابی نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم تیر ۱۴۰۱ توسط مامان پرستو و بابا محمدرضاAdblock test (Why?)
شیرین زبون
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:27
هر کی گفت " مگک کبوتی " یعنی چه؟ . . . . . . خوب معلومه دیگه به زبان امیررضا میشه "مرد عنکبوتی" نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ توسط مامان پرستو و بابا محمدرضا
18 آبان 92
◷
تاریخ انتشار: 1400/1/11 | ساعت: 15:27
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَاین وبلاگ توسط پدر و مادر امیررضا کریمی ساخته شده است.واسه یه پسر خوش قدم که با بدنیا
خوایر امیررضا
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
خوایر امیررضا سلام مدتی بود که نبودم گرفتار بچه ها و کارهای اونها بودم الان خوایر امیر کمی بزگتر شده امروز 40 روزش تموم میشه .خوشبختانه رابطه بسیار خوبی با خواهرش داره و خیلی ازش مراقبت میکنه. بهش میگه خایرم... تا صداش
شبکه هدهد فارسی (به زبان امیر ماه خدا)
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
شبکه هدهد فارسی (به زبان امیر ماه خدا) امیر مدتیه به این شبکه علاقه زیادی پیدا کرده از صبح تا شب مجبور به تماشای این کانال هستیم. گاهی اینقدر برنامه هاش تکراری میشه که دیگه حالمون بهم میخوره.... جرات عوض کردن کانال هم نداریم
بالاخره خوابیدن
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
بالاخره خوابیدن الان ساعت دو و نیم بعد از نصف شبه 2 تا فسقلی رو الان موفق شدم بخوابونم. امروز کلی کار خونه داشتم و همچنین درس عقب مونده و پروژه و مقاله و ... دیشب همش 3 ساعت تونستم بخوابم صبح زود قبل از بیدار شدن فینگیلی ه
اینم یه جورشه...
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
اینم یه جورشه... چهارشنبه گذشته ساعت چهار کلاس داشتم خلاصه صبح با دو تا فسقلی به سمت اهواز راه افتادیم. امیر حاضر نمی شد تو صندلیش بشینه خلاصه با هزار کلک راضیش کردم ولی آرتیمیس مثل یه خانوم واقعی کمال همکاری را کرد و از سر ج
ما از سفر برگشتیم
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
ما از سفر برگشتیم ما دیروز از سفر برگشتیم سفر خوبی بود. بچه ها عقب ماشین سرجای خودشون بدون اینکه اذیت کنن خوابیدن... هم برای رفت و هم برای برگشت. مثل دوتا دسته ی گل. من و بابایی ازشون تشکر میکنیم...جیگرن به خدا نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ توسط مامان پرستو و بابا محمدرضا
غیبتهای طولانی
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
غیبتهای طولانی از وقتی اومدیم اهواز گرفتاریام خیلی زیاد شده مدتیه وب دو تا عسلم رو بروز نکردم. امتحانات خیلی خسته و عصبی و بی حوصله ام کرده . بچه ها هر دو خیلی تغییر کردن از چی بگم:... نمکتر از گذشته... هر روز عسل تر از دیر
بعد از سالها تاخیر
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/14 | ساعت: 16:36
بعد از سالها تاخیر سلام به دوستان مجازی جوبی که شاید حالا دیگه فراموشمون کرده باشن دو سه سالی وبلاگ بچه ها رو بروز نکردم و چیزی ننوشتم علتاش زیاد بود که مجال گفتنش نیست... تغییرات زیادی داشتیم از جمله : امیررضا شش و نیم ساله